سه شنبه با مهربون رفتیم سینما. من هی می گم بیا بریم هر شب تنهایی اونم همش می گه من هر فیلمی می برمت به جز هرشب تنهایی ! رفتیم حلقه های ازدواج! وای که چقدر چرت بود این فیلم ! فقط چون با هم بودیم خوب بود ! رفتیم سینما ایران چون آزادی سانسی که می خواستیم هیچی نداشت. بعدشم رفتیم والک یه چیپس و پنیر گرفتیم خوردیم. نمی دونم چرا اینقدر شیکممون کوچولو شده حتی یکدونه هم نتونستیم با هم بخوریم اضافه اومد!!

چهارشنبه با مهربون لپ تاپ منو بردیم پایتخت پیش دوستش که هم ویندوزشو عوض کنه چون ویروسی شده بود (البته ویروسش اذیت نمی کرد اما خونه تکونیش کردم واسه عید) هم دیویدی رامش که خیلی وقت بود توش شکسته بود و عوض کنه . امروز با هم رفتیم گرفتیمش .٧٠.٠٠٠ تومان شد . البته می دونم دوستش خیلی کم ازمون گرفت چون دیویدی که انداخته روش فقط ۶۵ تومانه!

صیح با دوست جونم رفتیم تندیس . دو تاییمون مانتو خریدیم. من طوسی دوست جون مشکی همونی که من گرفتم. بعدشم رفتیم قائم من یک روسری طوسی و صورتی خریدم و دوست جون یه شلوار نایک. ناهار هم رفتیم هیوا مرغ سوخاری خوردیم.

دیگه اینکه شاید توی عید یه ٢-٣ روزی بریم شمال. عمه ام خیلی اصرار داره که به خاطر بابا بریم آب و هواش عوش بشه. اولین دور شیمی درمانی بابا تموم شد. فکر کنم فردا دور دومش شروع بشه. ترو خدا دعا کنید زودتر حال بابام خوب بشه.

 

هر روزی که بیش تر با هم هستیم بیش تر یادم میوفته که عاشقتم و یادم میوفته که بدون تو نمی تونم زندگی کنم مهربون من. خیلی دوستت دارم .ماچ

نوشته شده در جمعه ٢۱ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

manomehraboon

manomehraboon

http://manomehraboon.persianblog.ir

علاقه

علاقه

علاقه

روزمرگی های من و مهربون

علاقه

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog